|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
بالاخره الماس درخشان را دیدم .مثل یک جواهر برای من حکم دریای نور را داشت .
و به خاطر اون بازهم دستان شکر به آسمان دراز کردم .خدایا ممنون
بالاخره دیروز سه شنبه ۱۲ شهریور ماه پسرک من در سن ۹ ماه و ۳ هفته صاحب یک الماس در دهان کوچکش شد .پایین و سمت راست .
حالا دیگه مامان نمی توانه بخوانه:
مارتیا بی دوندون افتاده تو قندون
خوشحالم خیلی زیاد
فکر کردم کلماتش ارزش ثبت کردن برای تو را دارند .
حباب ها همیشه قربانی هوای دورن خویش اند .
فکرکن مامان خیلی زیبا نوشته بود ! فکر کن کوچولوی متفکرم .![]()



پ . ن .عکس ها توضیح دارد.
|
|