تبليغاتX
مارتیا پسر دوست داشتنی ام - پنجاه و هفت:شمارش معکوس(پنج)          
 
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
 
 
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان
 
سلام به عشق فسقلی مامان

مامان دیروز چهار شنبه رفت دکتر کلی با دکترم خندیدم و درددل کردم.

بعد با بدجنسی ازش خواستم من را بفرسته سونو .اون هم من را فرستد سونو بیوفیزیکال .

برای دیدن نوار قلب تو .دکتر سونو هم که همان دکتر خوب قبلی بود .بعد حتی آقای دکتر با سونو رنگی بند ناف تو گلم را هم دید و گفت که همه چیز خوبه خوبه .

وزن پسر گلم در ۳۸ هفته ۳۲۱۳ گرم بود .دکتر سونو بهم گفت ۳۰۰-۲۰۰ گرم از این وضع یا بیشتر خواهی بود یا کمتر اما درمجموع از نظر وزنی نرمال هستی .همه چیز در حد عالی بود و بهت امتیاز ۱۰/۱۰ را داد .

الهی مامان قربون قدت بشه .البته شکم مامان را با پروبش خیلی فشار داد و تو هم  عصبانی شده بود و مدام تکام می خوردی تا شب هم توی خانه لگد های آنچنانی به مامان زدی .

راستی وضعیتت هم سفالیک بود و کامل چرخیده بود .مامان گل یکهو هوس نکنی تا بابا بر نگشته بیایی بابا ۳-۲ روز دیگه حداکثر می آید و ما با هم سه نفره می شویم .

آخ چه کیفی داره زندگی سه نفره با یک عشق فسقلی

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 19:45  توسط افشان مامان مارتيا (martia.net)  | 
 
  بالا