|
مارتیا پسر دوست داشتنی ام
|
||
|
مارتیا نامی است پهلوی به معنای آدمی و انسان |
مامان دیروز چهار شنبه رفت دکتر کلی با دکترم خندیدم و درددل کردم.
بعد با بدجنسی ازش خواستم من را بفرسته سونو .اون هم من را فرستد سونو بیوفیزیکال .
برای دیدن نوار قلب تو .دکتر سونو هم که همان دکتر خوب قبلی بود .بعد حتی آقای دکتر با سونو رنگی بند ناف تو گلم را هم دید و گفت که همه چیز خوبه خوبه .
وزن پسر گلم در ۳۸ هفته ۳۲۱۳ گرم بود .دکتر سونو بهم گفت ۳۰۰-۲۰۰ گرم از این وضع یا بیشتر خواهی بود یا کمتر اما درمجموع از نظر وزنی نرمال هستی .همه چیز در حد عالی بود و بهت امتیاز ۱۰/۱۰ را داد .
الهی مامان قربون قدت بشه .البته شکم مامان را با پروبش خیلی فشار داد و تو هم عصبانی شده بود و مدام تکام می خوردی تا شب هم توی خانه لگد های آنچنانی به مامان زدی .
راستی وضعیتت هم سفالیک بود و کامل چرخیده بود .مامان گل یکهو هوس نکنی تا بابا بر نگشته بیایی بابا ۳-۲ روز دیگه حداکثر می آید و ما با هم سه نفره می شویم .
آخ چه کیفی داره زندگی سه نفره با یک عشق فسقلی ![]()
![]()
![]()
![]()
|
|